'minOr'

Private Blah-Bl©g

'minOr'

Private Blah-Bl©g

وضعیت: اعترافات
'minOr'
پیام های کوتاه
  • ۶ خرداد ۹۷ , ۲۲:۳۵
    کما

غرهای موقت ِ دم صبح + DoYouReallyWant ؟

چهارشنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۷:۱۲ ق.ظ

من یک سری حرف دارم که تا امروز نتونستم پابلیک بیانش کنم. شاید بخاطر ترس درونی یا بخاطر حس بدی که وقت اقرار به آدم دست میده؛ اما حقیقت امر اینه که این حرف ها باید مدتها پیش از دهن من بیرون میومد و شاید می تونست یک مقدار از وزن روی شونه هام رو برداره یا حتا معجزه‌ای رخ بده و من رو به روال سابق برگردونه.

گذشته من دستخوش اثر انگشت تعداد زیادی از آدم هایی قرار گرفته که زمانی اونها رو دوست می‌دونستم و از روی سادگی یا از روی خام بودن خودم، نه متوجه رفتار خودم بودم و نه متوجه رفتار اونها. این رفتارها نتیجه‌ش این بود که من از میون اون جمع (به معنای واقعی کلمه) فرار کردم.

 فیس‌بوک، توییتر، اینستاگرام غیرفعال ..  

حذف وبلاگ 5 ساله‌م و همینطور حذف 12 تا وبلاگ دیگه بعد از اون که به‌هرطریقی سعی داشتم جای خالی توی دلم رو باهاشون پر کنم. 

فاصله گرفتن از همه، ترک کردن سایت‎هایی که فعالیت می کردم. ناشناس بودن و موندن توی هرگوشه از این جادوی هزارتو شکل دیجیتال؛ همه و همه کارهایی بود که سعی کردم برای حفظ آرامشم انجام بدم.


اما حقیقت اینه که از مدتها قبل حس دلتنگی و انزوا توی من بیدار شد. حتا سعی کردم دوباره میونشون برگردم اما، برخوردم به آپدیت یکی از دوستان توی فیس‎بوک که توضیح داده بود کسی که از پیش ما میره و مدتی ازش خبری نمیشه یعنی اینکه دیگه نمی خواد دوست ما باشه. بخود و بدل گرفتم و ...

از قضا امروز کاملن اتفاقی برخوردم به چنتا از عکسای دوستانم توی اینستاگرام و متوجه شدم تغییرات زیادی در نبود من ایجاد شده و من بطور قطع نمی‎تونم بگم توی این مدت توی زندگی هیچ کدوم از اونها چه اتفاقی افتاده. با اینکه خیلی دلم می خواد که می‌تونستم برگردم بینشون اما پیشبینی رفتار سرد و بعضن زننده‌شون باعث میشه اینکار رو نکنم. 

وقتی در مورد جمع دوستان صحبت می کنم، بحث ده نفر یا بیست نفر نیست .. صحبت از یه جمع مستقل از اجتماع ِ حدودن 500 نفره ست که با هرجمع اینتلکچوالی که تابحال تجربه بینشون بودن رو داشتین تفاوت دارن.

بهرحال، نیمی از من می خواد که برگردم، نیمی از من در مورد این‌کار بهم هشدار میده و تمام من آرزوی این رو داره که همه چی مثل بیدار شدن از یه خواب ناخوشایند به روال سابقش برمیگشت..

امیدوارم کسی از مرتبطت ها این پست رو نخونه، 

چون احتمالن ناچار به حذف دوباره این وبلاگ خواهم شد.

  • ۹۵/۱۱/۰۶
  • mi nOr

آکادمی فانتزی

مینور

نظرات  (۸)

*broken hearts*
پاسخ:
: (
اگه واقعا دوس داری بودن بااونها رو, شروع کن, کم کم پررنگ شو دوبره, هرکی هم پرسید بگو.راستش به خاطر یه سری مسایل شخصی نیاز به خلوت داشتم یه مدت.
پاسخ:
ایده ی بدی نیست، اما بعضی ها شروع می کنن به سوال پرسیدن و خب ..
منم توی داستان سرایی اصلن خوب نیستم
  • محمد روشنیان
  • یکـ . از اعترافاتت نترس این مخفی کاری سنگین میکنه اون بار رو شونه هات رو (اشاره به> چون احتمالن ناچار به حذف دوباره این وبلاگ خواهم شد)
    دو . تو شاید نا آگاهانه این راه رو انتخاب کردی ولی در مورد ادم هایی که تو چشمن یا معروفن و یا به هر دلیل از طریق ارتباط با دیگران ممکن بهشون آسیب وارد شه (هر نوع آسیبی) معمولا یکی دو قدم عقب میرن و تو پیلشون زندگی میکنن تا هم حس مرموز تری رو منقل کنن به دیگران هم از گزند آسیب ها در امون باشن
    سه. حرف آخرم رو بی پرده و رک بهت میگم که نذاری پای نصیحت حتی میتونی پای دستور بذاری! اما نصیحت نه تو "باید" یک جریان رو شکل بدی که این جریان هدفمند و اصولی باشه. اصولی بودنش رو خودت انتخاب میکنی و اصلاً پایه ریزیش با دانش تو نسبت به خودته (خودشناسی) باید این افکار منفی، الکتریسیته نا متقارن مغز، اتفاقات موازی نا خواسته، کلافگی و هر چیزی که تورو به سکون میکشه از خودت دور کنی. اینکه ما از اجتماع به هر دلیلی فرار کنیم یک ضعف و به اختلال روانی اضطراب اجتماعی منجر میشه. باید خیلی عمیق فکر کنی به این مسائل. نیاز هم نیست به این جمع ها برگردی میتونی از پیلت بیرون بیای و با آدمهای جدیدی ارتباط برقرار کنی که ازت دل چرکین نیستن. حرف زیاد زدم فقط یه نکته رو همیشه یادت باشه هر لحظه حتی تو بدترین شرایط اگه زیر تیغ هم باشی باز دلیلی برای زیبا دیدن شرایط و حکمت پنداریش هست. زیاد نوشتم شرمنده بازم حرف هست که تو حوصله بحث نمیگنجه

    پاسخ:
    اعتراف مشکلی نداره .. این یجورایی اقرار به ضعفه ..
    پس دو قدم به عقب ..
    دستور شما لازم الاجراست اما من نمی دونم چطوری.
    جدایی خاصیت عجیبی داره ، از تو چیزی میسازه که قبلا نبودی !
    وقتی متنت رو میخوندم با هر کلمه میگفتم خدای من ، کسی هست مثل من که روزی از همه و همه جا فرار کرد ... درکت میکنم این تعلق خاطر نداشتن به هیچکس و هیچ کجا میتونه سخت باشه ، اما برگشتن به آدم هایی که روزی ترکشون کردی ، حالا به هر عنوان ، به مراتب عذاب آور تر از سابقه ... چون نه اون ها همون آدم های چند سال پیش هستند و نه تو آدم سابقی ! تو یاد گرفتی تنها و بدون اونها زندگی کنی و اونها هم یاد گرفتند چطوری با رفتن ها ی تو کنار بیان ! میبینی ؟ اگر برگردی بینشون بعد مدتی دلسرد میشی ، چون دیگه هیچ چیزی مثل سابق نیست و نمیشه ! ... قدیم رو توی خاطرت و بعنوان خاطره نگه دار و هیچوقت سعی نکن خاطره رو زنده کنی ... من این اشتباه رو کردم و حالا به هیچ کجا تعلق ندارم ، نه گذشته و نه حال :)
    پاسخ:
    دقیقن خودم هم یه همچین حسی دارم نسبت به اینکار .. برای همینه که آرزو داشتم همه چی به روال سابقش برگرده .. انگار که هیچکی از هیچکس ناامید نشده و کسی کسی رو ترک نکرده ..
    ولی انگار نمیشه .. 
    باید باهاش بسازیم .. نه؟ : )
    ساختن که نه ، باید دوستش داشته باشیم !
    قبلا هم گفتم ، تنهایی چیزی از تو میسازه ، یا بهتره بگم درکی بهت میده که باعث میشه نتونی به اون جمع های سابق برگردی !

    کام آن پسر ، گذشته اگر خوب بود هیچوقت کاری نمیکرد تا ازش بگذری ! باور کن ! وقتی نا امید میشی یعنی شرایط خوب نبوده !

    + شاید هم اینا همه توجیه برای احساسای خودمه ، نمیدونم !!!!
    پاسخ:
    مسلمن شما هم حق دارین ..
    وگرنه آفاهه نمی گفت من درد مشترک مرا فریاد بزن.
    الان مثلا کسی مرتبط باشه بخونه اینم پاک میکنی بعد میری یکی دیگه درست میکنی ؟؟ ایا ادم ها هم پاک میشن؟ اونجا هم یکی دیگه پیدا مشه :) من دیگه حرفی ندارم عینکم بیا بده 
    پاسخ:
    من پاک میشم مثلن
  • محمد روشنیان
  • خودت خودتُ بهتر میشناسی فکر کن میرسی به نتیجه
  • کرگدن ریغو
  • تنها دلیل ایجاد وبلاگهای جدید، یسته شدن شان است. وبلاگها وفایشان حتی از آدمها هم کمتر است. 

    ارسال نظر

    تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.